) مهاجرت "واقعی" است. قبول کن تو به عنوان خواننده اين نوشته ، يا
مهاجرت کرده ای ، يا در فکر مهاجرت هستي يا تعداد زيادی از دوستان خودت را
در اثر مهاجرت از دست داده ای.
2) مهاجرت "تعريف" دارد. جابجايی محل زندگی از روستا به شهرستان، از
شهرستان به شهر های بزرگ ، از کابل به هرات از افغانستان به خارج ، از هند به کانادا ، از تهران به مالزی و اندونزی و استرالیا ، همگی مهاجرت هستند.
3) مهاجرت "دليل" دارد. حرکت به سمت موقعيتهای بهتر شغلی و تحصيلی ،
داشتن رفاه بيشتر يا فرار از مشکلات همه از دلايل مهاجرت هستند.
4) مهاجرت ازافغانستان به خارج از افغانستان "دليل" دارد. از دلايل متنوع و
شخصی تا دلايل اجتماعی و فرهنگی , مذهبی , قبیله ای ,
5) مهاجرت "تاثير" دارد. در ديدگاه کلاسيک و عامه ، تاثير مهاجرت برای
فرد مهاجر مثبت و برای جامعه ای که از اون مهاجرت می کنه منفی است. (
"فلانی مملکت خودش را در بدبختی ول کرد و رفت دنبال خوشی"). اما واقعيت
اينه که تاثير مهاجرت برای فرد يا جامعه بسته به شرايط می تونه مثبت يا
منفی باشه. در عمل بسياری از مهاجران به هدفهای خودشون نمی رسند. همين طور
کشورهای بسياری هم توانسته اند از مهاجران خودشون به بهترين روش استفاده
کنند. در 15 سال اخیر70 درصد سرمايه گزاري خارجي چين به خاطر چيني هاي مهاجر در كشورهاي ديگه بوده.
6) مهاجرت "مقصد" دارد. در ديدگاه کلاسيک و عامه ، کشورهای انگلیسی زبان
نصف النهارهای بسيار دور (استراليا ، کانادا ، امريکا ، انگليس) تنها
مقاصد قابل قبول مهاجرت محسوب می شدند. اما به نظر من در دوره جهانی شدن تمام کشورها میتواند مقصد مهاجران باشد. . صحبت درباره اين مقصدها يکی از دغدغه های من است.
7) مهاجرت "دلتنگی" دارد. دلتنگی مهاجرت واقعی است. بخش مهمی از وقت و
انرژی يک فرد مهاجر صرف اين مساله می شه: شنبه ها انکارش می کنی ، دوشنبه
ها احساسش می کنی ، سه شنبه ها نديده اش می گيری ، پنج شنبه ها فراموشش می
کنی و جمعه ها به يادش گريه می کنی ...
8) "مهاجر بودن" و چگونگی رابطه با مبدا مهاجرت ، مهمتر از خود مهاجرت
است. چرا در جريان تحولات افغانستان باشی؟ کدوم تحولاتش؟ امنیتش؟ پارلمانش؟ وضعیت اقتصادی؟ حادثه هاش؟ غصه هاش؟ چند بار در طول روز به ياد اينها می افتيد و
يا فعالانه اونها را دنبال می کنيد؟ چرا؟
9) و بالاخره مهاجرت "بازگشت" دارد. يا اين جوری بگم: قسمتی از توان
فکری هر مهاجر (اگر انتخابی داشته باشه) صرف فکر در مورد اين مساله می شه.
آيا قراره برگردی؟ اصلا می تونی دوباره در اونجا زندگی کنی؟ ...
اما يک چيز را مطمئن باشيد: نحوه رفتار اين نسل مهاجران ، نسلی که
ايران دهه شصت و هفتاد را در ايران تجربه کرده باشه ، با نسل فعلی مهاجران تفاوت
زيادی خواهد داشت.... تعريف و دليل و تاثير مهاجرت اونها
عوض نشده ... اما مقصدشون ، دلتنگی هاشون ، چگونه مهاجر بودنشون و
بازگشتشون تفاوت خواهد داشت.
مهم نیست که در ایران باشم یا دراسترالیا... اگر وطن با من
باشد من در وطن خواهم بود"
"اینجا که نشسته ام جایی بس خوش و نیکوست، اما جای من نیست… باید می
آموختم که نویسنده نمی تواند بی سرزمین بماند، حتی اگر سرزمین اش بخواهد که
بی نویسنده باشد ... .آموختم که سرزمین بی نویسنده حاصل اش نویسنده بی
سرزمین است. ... آموختم که در سرزمین غربت آدمی هرگز احساس داشتن نمی کند،
حتی اگر همه چیز داشته باشد"
... مهاجرت "واقعی" است ...