ماده 982  شهروند درجه 2

ماده 982 - اشخاصی كه تحصيل تابعيت ايرانی نموده يا بنمايند از كليه حقوقی كه برای ايرانيان مقرر است بهره مند می شوند ليكن نمی توانند به مقامات زير نائل گردند:

1 - رياست جمهوری و معاونين او .

2 - عضويت در شورای نگهبان و رياست قوه قضائيه .

3 - وزارت و كفالت وزارت و استانداری و فرمانداری .

4 - عضويت در مجلس شورای اسلامی .

5 - عضويت شوراهای استان و شهرستان و شهر .

6 - استخدام در وزارت امور خارجه و نيز احراز هر گونه پست و يا ماموريت سياسی .

7 - قضاوت .

8 - عاليترين رده فرماندهی در ارتش و سپاه و نيروی انتظامی .

9 - تصدی پستهای مهم اطلاعاتی و امنيتی .

ماده : 979  شرایط تحصیل تابعیت ایران

ماده : 979 : اشخاصی که دارای شرايط ذيل باشند می توانند تابعيت ايران را تحصيل کنند :

1- به سن 18 سال تمام رسيده باشند .

2- پنج سال اعم از متوالی يا متناوب در ايران ساکن بوده باشند .

3- فراری از خدمت نظامی نباشند .

4- در هيچ مملکتی به جنحه مهم يا جنايت غير سياسی محکوم نشده باشند .

در مورد فقره دوم اين ماده مدت اقامت در خارجه برای خدمت دولت ايران در حکم اقامت در خاک ايران است .

ماده 980 : کسانی که به امور عام المنفعه ايران خدمت يا مساعدت شايانی کرده باشند و همچنين اشخاصی که دارای عيال ايرانی هستند و از او اولاد دارند و يا دارای مقامات عالی علمی و متخصص در امور عام المنفعه می باشند و تقاضای ورود به تابعيت دولت جمهوری اسلامی ايران را می نمايد ، در صورتی که دولت ورود آنها را به تابعيت دولت جمهوری اسلامی ايران صلاح بداند ، بدون رعايت شرط اقامت ممکن است با تصويب هيأت وزيران به تابعيت ايران قبول شوند . 

شرايط اقامت برای تحصيل تابعيت در مورد مرد خارجی كه با زن ايرانی ازدواج كرده

نظريه كميسيون حقوق بين الملل :

از اطلاق ماده 990 قانون مدنی مبنی براينكه  ( از اتباع ايران كسی كه خود يا پدرشان موافق مقررات تبديل تابعيت كرده باشند و بخواهند به تابعيت اصليه خود رجوع نمايند به مجرد درخواست به تابعيت ايران قبول خواهند شد مگر آنكه دولت تابعيت آنها را صلاح نداند0) ميتوان استفاده نمود كه زن ايرانی كه طبق ماده  987قانون مذكور تابعيت خارجی به او تحميل شده ميتواند با استفاده از ماده 990قانون مدنی درخواست تابعيت ايرانی بنمايد. النهايه در مواردی كه تصديق فوق يا سند تفريق ضميمه درخواست او نباشد قبول درخواست او بستگی بنظر دولت دارد . نظر باينكه زوج درخواست تابعيت ايران را نموده تابعيت تحميلی به زوجه از طرفی متزلزل شده و از طرف ديگر شرط اقامت مذكور در ماده 979 قانون مدنی نيز انحصار به اقامت در ايران ندارد چنانچه در همين ماده ( مدت اقامت در خارجه برای خدمت دولت ايران در حكم اقامت در خاك ايران است ) با توجه به ملاك مزبور و    اينكه در ماده 980 نيز داشتن عيال ايرانی دارای فرزند بطور اطلاق قيد گرديده و مراد از ايرانی كسی است كه تابعيت اصلی او ايرانی باشد بنابراين در صورتی كه زوجه درخواست رجوع به تابعيت اصليه خود نمايد معافيت زوج از شرط اقامت مذكور در بند 2ماده 979 در حدود ماده 980 قانون مدنی بلااشكال است .

تابعيت خارجيانی كه به ايران مهاجرت كرده يا پناهنده شده اند

شخصی از پدر و مادر مهاجر افغان در ايران تولد يافته و پس از رسيدن به سن 18 سال تمام درخواست تحصيل دفترچه اقامت مهاجرين و پناهندگان را نموده است و خود را از مشمولين بند 5 ماده 976 قانون مدني ميداند و در نظر دارد از مقررات ماده 977 قانون مذكور استفاده كند با توجه باينكه تقاضای بقای به تابعيت وی باشد و پدر نامبرده فاقد تابعيت دولت معينی است آيا چنين شخصی ميتواند از مقررات ماده 977 استفاده نمايد

در مورد سئوال فوق اداره حقوقی  چنين پاسخ داده است : پناهندگان مقيم خاك ايران با توجه به بند يك از ماده 976 قانون مدنی كه مقرر می دارد : كليه ساكنين ايران به استثنای كسانی كه تابعيت خارجی آنها مسلم باشد تبعه ايران محسوب می شوند ، چون دارای تابعيت خاص و مسلمی نبوده و در خاك ايران مقيمند تبعه ايران محسوب ميشوند و فرزندان چنين اشخاصی نيز قهراً تبعه ايران بشمار می آيند و به همين دليل دارای شناسنامه ايرانی می باشند بنابراين چنين فرزندی نمی تواند از مقررات ماده 977 قانون مدنی استفاده نمايد چه پدر چنين فرزندی خود دارای تابعيت مشخص نيست تا بتواند تابعيت خود را به فرزندش منتقل سازد بناءً عليهذا مهاجرين و پناهندگان تبعه خارجه نيستند و به طريق اولی چنين فرزندی هم نمی تواند از مقررات ماده 977 قانون مدنی استفاده نمايد . 

تحصيل تابعيت - شرط اقامت قبل از هجده سالگی برای كسيكه از پدرخارجی تولد يافته

تابعيت - تحصيل تابعيت - شرط اقامت قبل از هجده سالگی برای كسيكه از پدرخارجی تولد يافته

نظريه مشورتی اداره حقوقی وزارت دادگستری

87 شماره 26هفته دادگستری صفحه 2322

شخصی متولد ايران كه پدر او تبعه خارجی بوده قبل از سن 18 سالگی خاك كشور را ترك نموده و مجدداً مراجعه كرده است چون متن قانون در مورد اين قبيل افراد صراحت دارد. ( كه پس از رسيدن به سن 18سال تمام لااقل يك سال ديگر در ايران اقامت كرده باشند... آيا مفهوم مخالف آن اينست كه اشخاصی كه قبل از هيجده سالگی خاك كشور را ترك نمايند مشمول اين ماده نخواهند بود ؟

با توجه بشق 5ماده 976 قانون مدني كه در ذيل درج ميگردد :

ماده 976 اشخاص ذيل تبعه ايران محسوب ميشوند :

5 –كساني كه در ايران از پدری كه تبعه خارجه است بوجود آمده و بلافاصله پس از رسيدن بسن 18 سال تمام لااقل يك سال ديگر در ايران اقامت كرده باشند والا قبول شدن آنها به تابعيت ايران بر طبق مقرراتی خواهد بود كه مطابق قانون برای تحصيل تابعيت ايران مقرر است .

در مورد سئوال فوق كميسيون مشورتی حقوق مدنی اداره حقوقی  چنين اظهار نظر كرده است :

مستفاد از شق 5 ماده 976 قانون مدنی اينست كه كساني كه در ايران از پدری كه تبعه خارجه است بوجود آمده اند بايد مقيم ايران بوده و پس از رسيدن بسن 18 سال تمام يك سال ديگر نيز در ايران اقامت كرده باشند بنابراين با اجتماع شرايط مزبور فرضا" متقاضی قبل از رسيدن به 18 سال تمام مسافرتی به خارج از كشور كرده باشد خللی به وصف اقامت وی وارد نمی آورد و مورد را از شمول ماده مزبور خارج نمي كند .


تابعيت ايرانی شخص متولد در ايران از پدری كه تبعه خارجی است

مشورتی اداره حقوقی وزارت دادگستري


شخصی در ايران از پدری كه تبعه خارجه است بوجود آمده و در سن 18 سال و نه ماهگی برای مدت سه ماه از كشور خارج گرديده است ، اينك كه بيش از19 سال دارد تقاضای صدور شناسنامه ايرانی كرده ، آيا می توان برای وی شناسنامه صادر نمود ؟

در مورد سوال فوق كميسيون مشورتی حقوق مدنی اداره حقوقی در جلسه مورخ 13/2/1346 چنين اظهار نظر كرده است :

چون شخص مورد بحث پس از رسيدن به سن 18 سال تمام مدت 9 ماه در ايران بوده و پس از ترك كشور ايران برای مدت سه ماه مجددا" به ايران مراجعت كرده و تقاضای تابعيت نموده است و قصد ترك تابعيت او هم احراز نشده اقامت موقت وی در خارج خللی به شمول مورد با شق 5 ماده 976 قانون مدنی نمی رساند و قبول تقاضای او بلامانع است .

قانون مدنی در رابطه با اقامت و تابعیت

ماده 963 : اگر زوجين تبعه يک دولت نباشند روابط شخصی و مالی بين آنها تابع قوانين دولت متبوع شوهر خواهد بود .

ماده 964 : روابط بين ابوين و اولاد تابع قانون دولت متبوع پدر است مگر اينکه نسب طفل فقط به مادر مسلم باشد که در اينصورت روابط بين طفل و مادر او تابع قانون متبوع مادر خواهد بود .

ماده 965 : ولايت قانونی و نصب قيم برطبق قوانين دولت متبوع مولی عليه خواهد بود .

ماده 967 : ترکه منقول يا غير منقول اتباع خارجه که در ايران واقع است فقط از حيث قوانين اصليه از قبيل قوانين مربوط به تعيين وراث و مقدار سهم الارث آنها و تشخيص قسمتی که متوفی می توانسته است بموجب وصيت تمليک نمايد تابع قانون دولت متبوع متوفی خواهد بود . تعهدات ناشی از عقود تابع قانون محل وقوع عقد است مگر اينکه متعاقدين اتباع خارجه بوده و آنرا صريحاً يا ضمناً تابع قانون ديگری قرار داده باشند .

ماده 970 : مأمورين سياسی يا قنسولی دول خارجه در ايران وقتی می توانند به اجرای عقد نکاح مبادرت نمايند که طرفين عقد هر دو تبعه دولت متبوع آنها بوده و قوانين دولت مزبور نيز اين اجازه را به آنها داده باشد در هرحال نکاح بايد در دفاتر سجل احوال ثبت شود .

 

قانون اساسی جمهوری اسلامی ايران  در رابطه با اقامت و تابعیت

باب اول : از قانون اساسی جمهوری اسلامی ايران

اصل چهل و دوم : اتباع خارجه می توانند در حدود قوانين به تابعيت ايران درآيند و سلب تابعيت اينگونه اشخاص در صورتی ممکن است که دولت ديگری تابعيت آنها را بپذيرد يا خود آنها درخواست کنند .

اصل هشتاد و يکم : دادن امتياز تشکيل شرکتها و مؤسسات در امور تجارتی و صنعتی و کشاورزی و معادن و خدمات به خارجيان مطلقاً ممنوع است .

اصل هشتاد و دوم : استخدام کارشناسان خارجی از طرف دولت ممنوع است مگر در موارد ضرورت با تصويب مجلس شورای اسلامی .

اصل يکصد و پنجاه و پنجم : دولت جمهوری اسلامی ايران می تواند به کسانی که پناهندگی سياسی بخواهند پناه دهد مگر اينکه بر طبق قوانين ايران خائن و تبهکار شناخته شوند .

گواهینامه های رانندگی بین المللی برا ی اتباع خارجی

با سلام

بعضی از دوستان در رابطه با صدور گواهینامه پایه 2 برای اتباع سوال کرده بودند که هرجند من قبلا در رابطه با صدورآن و نحوه ان توضیحات کاملی را در پستهای قبلی نوشته بودم اما دوستان ایمیل زدند و گفتند به تازگی چند شرکت برای اتباع افغانی و عراقی مقیم ایران گواهینامه بین المللی از آمریکا و اروپا صادر میکنند و میگویند در ایران اعتبار دارد و بیمه هم جواب میدهد. خدمت این دوستان عرض کنم که خیر چنین چیزی نیست و در واقع اینگونه گواهینامه ها ترجمه ای از گواهینامه اصلی شما است که اگر داشته باشید که بیشتر دوستان مشکلشان همین است که اصلی را ندارند پس اینها بر چه اساسی چنین وعده و نویدی میدهند .بنظر lمیرسد که یک نوع کلاهبرداری باشد در تماسی هم که بنده با بیمه داشتم گفتند که این نوع گواهینامه ها مورد قبول انها نیست و باید گواهینامه صادره از نیروی انتظامی باشد . بهر حال دوستان مراقب باشند و برای این نوع گواهینامه هزینه ای نکنند . در حال حاضر تنها برای دوستانی که اقامت رسمی ایران را دارند گواهینامه صدور میشود .

مهاجرت

) مهاجرت "واقعی" است. قبول کن تو به عنوان خواننده اين نوشته ، يا مهاجرت کرده ای ، يا در فکر مهاجرت هستي يا تعداد زيادی از دوستان خودت را در اثر مهاجرت از دست داده ای.

2) مهاجرت "تعريف" دارد. جابجايی محل زندگی از روستا به شهرستان، از شهرستان به شهر های بزرگ ، از کابل به هرات از افغانستان به خارج ، از هند به کانادا ، از تهران به مالزی و اندونزی و استرالیا  ، همگی مهاجرت هستند.

3) مهاجرت "دليل" دارد. حرکت به سمت موقعيتهای بهتر شغلی و تحصيلی ، داشتن رفاه بيشتر يا فرار از مشکلات همه از دلايل مهاجرت هستند.

4) مهاجرت ازافغانستان به خارج از افغانستان "دليل" دارد. از دلايل متنوع و شخصی تا دلايل اجتماعی و فرهنگی , مذهبی , قبیله ای ,

5) مهاجرت "تاثير" دارد. در ديدگاه کلاسيک و عامه ، تاثير مهاجرت برای فرد مهاجر مثبت و برای جامعه ای که از اون مهاجرت می کنه منفی است. ( "فلانی مملکت خودش را در بدبختی ول کرد و رفت دنبال خوشی"). اما واقعيت اينه که تاثير مهاجرت برای فرد يا جامعه بسته به شرايط می تونه مثبت يا منفی باشه. در عمل بسياری از مهاجران به هدفهای خودشون نمی رسند. همين طور کشورهای بسياری هم توانسته اند از مهاجران خودشون به بهترين روش استفاده کنند. در 15 سال اخیر70  درصد سرمايه گزاري خارجي چين به خاطر چيني هاي مهاجر در كشورهاي ديگه بوده. 

6) مهاجرت "مقصد" دارد. در ديدگاه کلاسيک و عامه ، کشورهای انگلیسی زبان نصف النهارهای بسيار دور (استراليا ، کانادا ، امريکا ، انگليس) تنها مقاصد قابل قبول مهاجرت محسوب می شدند. اما به نظر من در  دوره جهانی شدن تمام کشورها میتواند مقصد مهاجران باشد. . صحبت درباره اين مقصدها يکی از دغدغه های من است.

7) مهاجرت "دلتنگی" دارد. دلتنگی مهاجرت واقعی است. بخش مهمی از وقت و انرژی يک فرد مهاجر صرف اين مساله می شه: شنبه ها انکارش می کنی ، دوشنبه ها احساسش می کنی ، سه شنبه ها نديده اش می گيری ، پنج شنبه ها فراموشش می کنی و جمعه ها به يادش گريه می کنی ...

8) "مهاجر بودن" و چگونگی رابطه با مبدا مهاجرت ، مهمتر از خود مهاجرت است. چرا در جريان تحولات افغانستان باشی؟ کدوم تحولاتش؟ امنیتش؟ پارلمانش؟ وضعیت اقتصادی؟ حادثه هاش؟ غصه هاش؟ چند بار در طول روز به ياد اينها می افتيد و يا فعالانه اونها را دنبال می کنيد؟ چرا؟

9) و بالاخره مهاجرت "بازگشت" دارد. يا اين جوری بگم: قسمتی از توان فکری هر مهاجر (اگر انتخابی داشته باشه) صرف فکر در مورد اين مساله می شه. آيا قراره برگردی؟ اصلا می تونی دوباره در اونجا زندگی کنی؟ ...

 اما يک چيز را مطمئن باشيد: نحوه رفتار اين نسل مهاجران ، نسلی که ايران دهه شصت و هفتاد را در ايران تجربه کرده باشه ، با نسل فعلی  مهاجران تفاوت زيادی خواهد داشت....  تعريف و دليل و تاثير مهاجرت اونها عوض نشده ... اما مقصدشون ، دلتنگی هاشون ، چگونه مهاجر بودنشون و بازگشتشون تفاوت خواهد داشت.

 مهم نیست که در ایران باشم یا دراسترالیا... اگر وطن با من باشد من در وطن خواهم بود"

"اینجا که نشسته ام جایی بس خوش و نیکوست، اما جای من نیست… باید می آموختم که نویسنده نمی تواند بی سرزمین بماند، حتی اگر سرزمین اش بخواهد که بی نویسنده باشد ... .آموختم که سرزمین بی نویسنده حاصل اش نویسنده بی سرزمین است. ... آموختم که در سرزمین غربت آدمی هرگز احساس داشتن نمی کند، حتی اگر همه چیز داشته باشد"


... مهاجرت "واقعی" است ...

پیام مدیریت وبلاگ

با سلام خدمت شما بازدید کننده گرامی.

لطفا برای هر چه بهتر شدن مطالب این وبلاگ , ما را از نظرات و پیشنهادات خود آگاه سازید و به ما در هر چه بهتر شده کیفیت مطالب وبلاگ یاری رسانید.

با تشکر